الملا فتح الله الكاشاني

115

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ذكر آسمان فرمود و رفع آن در مقابل آن بيان ارض مىكند و وضع آن و ميفرمايد كه * ( وَالأَرْضَ وَضَعَها ) * و زمين را بنهاد بر روى آب و بگسترانيد بر آن * ( لِلأَنامِ ) * از براى آدميان و پريان تا بر آن قرار گيرند يا براى هر ذى روحى كه بر روى آنست از جن و انس و ساير حيوانات چه آن مانند مهاديست كه بر بالاى آن نشينند و جنبند و برخيزند و بما يحتاج خود قيام نمايند * ( فِيها فاكِهَةٌ ) * در او انواع چيزهاييست كه به آن متفكه و متلذذ شوند از اصناف اثمار * ( وَالنَّخْلُ ) * و خرما بنان * ( ذاتُ الأَكْمامِ ) * خداوند غلافهااند چه خرما هنوز كه منشق نشده در غلافست يا مراد هر چيزى است كه مغطى او است از طلع و غلاف و ليف و اغصان و غير آن از آنچه حافظ او باشد از آفتاب سماوى و ارضى و تخصيص خرما بذكر از فواكه جهت تفضيل اوست و مشابهتى كه به انسان دارد در تمايل و تجايب و تابير و جفاف بعد از قطع اغصان و غير آن * ( وَالْحَبُّ ) * و نيز در زمين است جنس دانه * ( ذُو الْعَصْفِ ) * كه خداوند برگ خشك است مراد حبوبيست كه قوت را شايند از گندم و جو و ارزن و غير آن و عصف كاهيست كه دانه را از او جدا ميسازند و بخورد دواب ميدهند * ( وَالرَّيْحانُ ) * و ديگر در زمين است ريحانى كه آن را بوى ميكنند مراد آنست كه در زمين شما را نعمتها داده‌ايم كه بعضى از آن خوردنيست و بعضى بوى كردنى و نزد اكثر مفسران ريحان بمعنى روزى انسانست و از ضحاك منقولست كه مراد از حب جميع حبوبست خواه ماكول انسان باشد يا حيوان و عصف برگيست كه رزق حيوانست و ريحان رزق مردمان حاصل كه حق سبحانه در اينجا بيان نعمتى فرموده كه به آن متلذذ شوند از انواع فواكه و بيان آنچه جامع تلذذ و تغذى باشد كه آن ثمر نخل است و ذكر آنچه محض تغذى جميع حيوانات باشد كه آن حب است و بيان چيزى كه مخصوص باشد بايشان در اكل يا در شم كه آن ريحانست و بعد از تعداد اين نعم به جهت تقرير و تثبيت آن ميفرمايد كه * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام يك از نعمتهاى پروردگار خود كه مذكور شد * ( تُكَذِّبانِ ) * تكذيب مىكنيد و انكار مينمائيد و مىگوييد كه از آن نيست ضمير راجع بجن و انس است و لفظ انام كه مذكور شده و ذكر خلق جان و انسان و ثقلان كه بعد از اين مذكور خواهد شد دالند بر مرجع اين ضمير و بدانكه اين كلمات درسى و يك موضع از اين سوره تكرار يافته به جهت آنكه اين سوره مشتمل است بر ذكر نعم الهى پس بعد از ذكر هر نعمتى اين الفاظ تكرار نموده تا سامعان و قايلان متنبه شوند بر كثرت نعم و تصديق نمايند بهر يك از آن و گفته‌اند كه تكرار براى دفع غفلت است و تاكيد و حجة و تقرير نعمة و تاكيد در تذكير آن و مبالغه در توبيخ مكذب آن هم چنان كه در عرف مىگويند كه اما احسنت اليك